دولت رفاه
مفهوم دولت به مثابه کارگزار رفاه انسان یادگار گذشته است . ارسطو گفت :« دولت به خاطر زیستن به وجود می آید وبه خاطر خوب زیستن ادامه می یابد .» از نظر برخی از متفکران اخلاقی نیز دولت باید درست رفتاری را بی وقفه پرورش دهد ، زندگی اخلاقی مردم را اصلاح و کنترل کند و آب و خاک را برای انسان قابل زیست و راحت گرداند . از زمانهای قدیم ، دولت به مثابه یک نهاد و راهنمای اخلاقی و قالب دهنده ی زندگی اخلاقی افراد دیده شده و برای تعالی نوع بشر از پستی جسمی و عذاب روحی نقشی اینجهانی ایفا کرده است . دولت با گسترش آموزش ، از لحاظ تربیت قوای ذهنی نقش حیاتی بازی کرده ، عدالت اجتماعی را برقرار نموده ، و سعادت را در میان شهروندان بیشتر کرده است .
کارویژه های دولت یا حکومت به تدریج بیشتر شده است . در سده های هجدهم و نوزدهم ، حکومت یک پلیس بود . فردگرایی در حد کامل وجود داشت واجازه نمی داد دولت یا حکومت کمترین دخالتی در کارها بکند . جان استوارت میل نوشت :« مطلوبست از شر افزایش قدرت دولت جلوگیری شود . هر کار نوی که به کارهای دولت بیفزائیم موجب می شود که تسلط دولت بر بیم و امیدهای مردم توسعه یابد وبه مرور افراد فعال و با همت را تبدیل به اشخاصی کند متکی به دولت و ریزه خوار خوان او یا متکی بر حزبی که احتمال می رود قدرت دولت را به دست آورد .»
اما زیاد طول نکشید که نگاه به دولت یا حکومت تغییر کرد . در سده ی بیستم حکومت به یک نوع تعامل خدمات اجتماعی تبدیل شد و دیگر تنها پلیس به شمار نیامد . نقش معلم ، پرستار ، مدیر و بازرگان را به خود گرفت . عهده دارشدن این وظیفه به طلوع عصر سوسیا لیسم منجر شد .
اما دولتهای که سوسیا لیسم را بر نگزیدند، اندیشه رفاه را مطرح کردند . از این راه ، مفهوم دولت رفاه پدیدار شد و مفهوم دولت فردگرا را که هدف آن حمایت بود محکوم کرد. مفهوم دولت کمونیستی را هم که طبق آن رفاه همه به بهای از دست رفتن آزادیهای اساسی مردم به دست می آمد ، دور کرد .
مفهوم دولت رفاه از ناشایستیهای اصلی هر دو دست شست در حالی که فضیلتهای هردو را دارا شد . بدین ترتیب الگویی از دولت نو عرضه شد که فضیلتهای دموکراسی و سوسیا لیسم را ارتقا می داد.
خصوصیات دولت رفاه
1- در دولت رفاه فرد موقعیت محوری دارد
2- حداقل سطح زندگی وفرصت را برای برای شهروندان بی توجه به نژاد ،عقیده یا رنگ تضمین می کند
3- رشته ی گسترده ای از خدمات اجتماعی را برای شهروندان فراهم می آورد
4- توزیع متناسب درآمد را برای همه ی شهروندان تضمین می کند
وظایف دولت رفاه
دولت رفاه نه تنها کار ویژه های حمایتی یا پلیسی را اجرا می کند بلکه بر کارویژه های رفاه نیز تاکید می ورزد . دولت یا حکومت رفاه نه تنها به مثابه پلیس اقدام می کند ، بلکه خدماتی به مثابه فیزیکدان ،مهندس ومعلم را نیز عرضه می نماید . پژوهشگری دولت رفاه را وصلت اصیل فردگرایی سده ی نوزدهم و سوسیا لیسم سده ی بیستم توصیف کرد .
کار ویژه های حمایتی
1- حفظ حاکمیت در برابر بی نظمیهای داخلی و تجاوز خارجی
2- وضع قانون به خاطر حفظ حاکمیت و تقویت اطاعت وایجاد شرایط امنیت کامل
3- حفظ نهادهای مانند خانواده و مالکیت
4- سازمان دادن به حمل و نقل و ارتباطات ،ایجاد ساختمان و حفظ راهها ، انجام خدمات پستی در حد کارآمد
5- تنظیم کار بازارها وبازرسی در وزنها و اندازه ها
6- حفظ روابط دیپلماتیک با کشورهای دیگر
7- جمع آوری مالیات ومجازات فراریان از مالیات
کارویژه های رفاهی
1- بهبودی بهداشت
2- گسترش آموزش و پرورش
3- امنیت اقتصادی
4- خدمات اجتماعی
وظیفه واقعی دولت رفاه ممکن کردن بهره مندی شهروندان از آزادی واقعی است . برسر راه فعالیت دولت رفاه موانعی نیز وجود دارد . سطح پایین تولید ملی ،افزایش جمعیت ،پرداخت نکردن مالیات ونگرانی از مالیات زیاد ،و وفاداریهای تنگ نظرانه ممکن است مانع کار دولت رفاه شوند .
عده ای از دولت رفاه انتقاد کرده وگفته اند که دولت رفاه برای کشورهای فقیر نامناسب است زیرا هزینه های زیادی را برای دولت یا حکومت به وجود می آورد ، استقلال فرد را از بین می برد و ذهنیت بی محتوایی برای او می آفریند . بوروکراسی به طور ناروا در جامعه گسترش می یابد ،حکومت بی ملاحظه پول خرج می کند که به ثبات اقتصادی آسیب می زند .
منابع:
1- عبدالرحمن ، عالم ، بنیادهای علم سیاست ،نشر نی، تهران ، 1373
+ نوشته شده توسط رضوان جدیدی در جمعه سیزدهم بهمن 1385 و ساعت
10:23 |